پلها از جمله مهمترین و پرکاربردترین سازههای رودخانهای هستند که هر ساله با وقوع سیلاب تعداد زیادی از آنها تخریب میشوند. آبشستگی موضعی اطراف پایههای پل از جمله عوامل موثر در این تخریبها است. در این تحقیق برای بررسی عمق آبشستگی در اطراف پایه پل در قوس رودخانه، آزمایشهایی در یک فلوم آزمایشگاهی با قوس 90 درجه با نسبت7/3 و از جنس پلاکسی گلاس و فولاد انجام پذیرفت. بدین منظور با قرار دادن یک پایه استوانهای به قطر 45 میلیمتر در زوایای 30، 45 و 60 درجه در طول قوس پدیده آبشستگی حول پایه در حالت آب زلال و 3 عدد فرود جریان بررسی شد. برای مصالح کف فلوم از ماسه طبیعی با قطر متوسط 85/0 میلیمتر استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که حداکثر عمق آبشستگی هنگام نصب پایه استوانهای در طول قوس متفاوت بوده و با افزایش دبی جریان در کلیه موقعیتها، عمق و حجم چاله آبشستگی نیز افزایش مییابد. همچنین حداکثر عمق و حجم آبشستگی در نیمه دوم خم در زاویه 60 درجه و حداقل عمق و حجم آبشستگی در میانه خم در زاویه 45 درجه رخ میدهد. در نهایت مشاهده گردید که توسعه پشته رسوبی بعد از پایه و میزان گسترش آن در نیمه اول خم بیشتر از نیمه دوم آن بود. علاوه بر این نتایج این تحقیق نشان داد حداکثر و حداقل مقدار عمق آبشستگی نسبت به قطر پایه به ترتیب برابر با 24/2 و 22/1 می باشد.